شهر دانش کویر

مرجع دانلود مقاله، پایان نامه و پروژه

 

 

 

یکشنبه, 27 دی 1394 ساعت 09:32

تحقیق درباره غزل سرایان ایرانی

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

تحقیق درباره غزل سرایان ایرانی

غزل سرایان برجسته تاریخ ادبیات ایران:

کلمهٔ غزل در اصل به معنای حدیث عشق، عاشقی‌کردن، و عشق‌باختن استدر اصطلاح ادبیّات فارسی، غزل قالبی از شعر است که در آن مصراع اول و مصراع‌های زوج هم قافیه‌اند و حد معمول آن به طور متوسّط بین ۵ تا ۱۲ بیت می‌باشد. ازآن روی که این گونه شعر، بیشتر، در بردارندهٔ سخنان عاشقانه بوده‌است، شاعران فارسی آن را غزل نام کرده‌اند. ولی، به‌مرور، و با ورود مفاهیم بلند اخلاقی و معانی دل‌آویز حکمت و عرفان در شعر فارسی، غزل از صورت پیشین آن به‌درآمد، و با اخلاق و عرفان در هم‌آمیخت

غزل

غزل مشتق از مغازلت است و مغازلت عشق بازی باشد بازنان و حدیث کردن با ایشان وبه زبان سخن شناسان غزل آن را گویند که مشتمل بروصف شکل و شمایل محبوب وشرح نکایت و حکایت حال محب باشدوبه نعمت جمال وصف زلف و خال وبیان هجرو وصال آراسته بود. (- بدایع الافکار ص 71) هر شعر که مقصور باشد برفنون عشقیات از وصف زلف خال و حکایت وصل وهجر وتشوق به ذکر ریاحین و ازهار وریاح و وصف دمن و اطلال باشد غزل خواند.(- المعجم ص 201)

تاریخچه

نخستین غزل های فارسی(در قرن چهارم و پنجم) در مجالس بزم و شادی، همراه با موسیقی خوانده می شده است. بعضی عقیده دارند که اصطلاح غزل و تغزل در دوران اوایل شعر فارسی تنها به بیت های مقدمه قصیده ها اطلاق می شده است. در آثار باقی مانده از رودکی و شهید بلخی و دقیقی طوسی نمونه هایی از غزل کامل و مستقل یافت می شود. در اواخر قرن پنجم، غزل به تدریج جای بیشتری در دیوان شاعران به خود اختصاص داد، به طوری که حتی شاعران قصیده سرایی همچون خاقانی یا شاعران منظومه سرایی چون نظامی نیز به سرودن غزل دست زدند. اما با ظهور سنایی، که شاعری عارف بود، نوعی خاص از غزل به وجود آمد که به "غزل عارفانه" معروف شد. این نوع از غزل را عطار، مولوی و فخرالدین عراقی به کمال رساندند. بدین ترتیب دو شاخه جداگانه غزل عاشقانه و غزل عارفانه مشخص شد. بر اثر رواج اصطلاحات اهل تصوف در میان شاعران، غزل های بسیاری سروده شد که در آنها رنگ هر دو نوع غزل را دید و در حقیقت تلفیقی از این دو نوع است. غزل های حافظ نمونه کامل غزل از این نوع است که در آنها معانی و مضامین عاشقانه و عارفانه به هم آمیخته است. با آنکه غزل پیوسته رنگ عاشقانه یا عارفانه داشته است، اما شاعرانی، از جمله سعدی و حافظ، گاه آن را برای مدح نیز به کار گرفته اند. در غزل های شاعران قرن چهارم تا ششم هجری، بیت های غزل از نظر مضمون به هم پیوسته و نزدیک هستند، اما به تدریج این خصوصیت از بین رفت و هر بیت حاوی مضمون مستقلی شد. غزل که با حافظ به نقطه اوج خود رسیده بود، بعد از او رو به انحطاط گذاشت. در شعر مشروطیت غزل همانند دیگر قالب های شعری به کار بیان افکار و عقاید سیاسی و اجتماعی آمد. اما در دوران معاصر، غزل کم و بیش به معنی قدیمی خود که شعر عاشقانه باشد بازگشته است. به عنوان مثال، سیمین بهبهانی با به کار بردن وزن های غیرمتداول، نوعی از غزل را که به "غزل نو" معروف شده رایج کرده است

 

غزل سرایان برجسته تاریخ ادبیات ایران:

عصر سامانی ابتدای ترقی ادب  فارسی است و غزل نیز از این زمان پای می گیرد .در قرن سوم به دست رودکی شهید بلخی آب ورنگ می گیرد.

 دقیقی در قرن چهارم فرخی در قرن پنجم  مسعود سعد در قرن پنجم وششم دستی بر آتش غزل داشتند .

ودر قرن ششم انوری پیش از سعدی راه را هموار می کند و مولانا در قرن هفتم اندیشه ی بلند وآسمانی خود را به دست غزل می سپارد تا به دست آیندگان نیز برسد در همین قرن عراقی سوز وشوق درون خویش را با همین قالب حکایت می کند و در نوبتی دیگر سعدی خداوندگاری می کندو در قرن هفتم امیر خسرو دهلوی شیرین زبانیها می کند .

ودر قرن هشتم غزل فریادی جاودانه بلند برمی آورد. این بار حافظ می آید تا برای همه بسراید تا معنای واقعی غزل باشد وسلمان که حافظ در بسیاری از موارد از او تاثیر گرفته است ذوق عرفانی خود را با غزل بیان می کند خواجوی کرمانی که در تکامل غزل سهمی  بزرگ دارد غزل می سراید تا قرن هشتم قرن غزل باشد .

در قرن نهم شاه نعمت الله ولی مطالب عالی وعرفانی را غزل می کند و در قرن دهم با با فغانی شیرازی  زندگی ناگوارش را می سراید .بازهم هلالی  لطیف و پرمضمون وخوش عبارت ظاهر می شود . وحشی بافقی این مرد فقیر وتنگدست سهل وممتنع ودلنشین  گویی  برای آرام بخشیدن به زندگی پر رنجش می سراید در قرن یازدهم هلالی آملی که استعداد فطری او در شاعری فرصت نو آوری به او می دهد شاعری بدیهه سراست وآوردن استعارات خیالی و وهمی از خصوصیات غزل او می شود.  واله اصفهانی در قرن یازده با سخنی که هیچ مضمون ونکته ای در آن خالی از تخیل نیست ظهور می کند.

در قرن یازدهم مردی باصفا ودارای خلق وخوی ملکوتی به نام صائب که کثرت اشعار او حاکی است که او در شعر زندگی می کرد شهسوار میدان خیال است . در قرن دوازدهم  ناصرعلی سرهندی به خیال باریک وبسیار دقیق و متمایل به زبان محاوره می آید او بیشتر به ذوق خود تکیه داشت تا چیزهای دیگر . مردی اعجاب برانگیز در در قرن دوازدهم با کمالات معنوی سبک هندی را به اوج توسعه ی خود می رساند . او بیدل دهلوی است که می کوشد خواننده را از میدان اصلی تداعیها وخیالهای رایج به دور ببرد تا جایی که خواننده هنگام بازگشت جزتعجب وحیرت ارمغانی نداشته باشد.

روزگار ورق می خورد در قرن دوازدهم وسیزدهم غزل چندان حال و اوضاع مساعدی نمی یابد . با این حال مشتاق اصفهانی. میرزا نصیر. آذر بیگدلی. طبیب اصفهانی. عاشق اصفهانی. صهبای قمی. هاتف اصفهانی  وفروغی بسطامی وسایرین از پاسداران غزل دوره ی خویش هستند .

و درقرن سیزدهم نیز کسانی چون صبای کاشانی. سحاب .محمداصفهانی. نشاط. وصال. قاآنی. سروش اصفهانی وصفای اصفهانی قدرت نمایی می کنند.

 و در قرن چهاردهم نیز شعرایی چون شهریار. امیری فیروزکوهی. رهی معیری. حمیدی شیرازی. اوستا .عمادخراسانی.  ابتهاج  مفتون امینی.  صاحبکار. محمودشاهرخی.مشفق. منزوی. بهمنی.  بهبهانی. امین پور.سلمان هراتی . ساعدباقری .محمدی نیکو. قزوه   اسماعیلی.محدثی ودیگران  از برجسته های غزل معاصر هستند . وهمچنان غزل در ابدیتی  استوار در حرکت است تا فرزندان حقیقی خود را از دل روزگاران دریابد و می رود که اندیشه .عشق .عرفان .فریادزندگی .احساس. عاطفه. امید و آرزوی روزگاران را به ایستگاههای بعدی برساند

 

 

بازدید 715 بار

2 نظرها

  • پیوند نظر سید مصطفی سه شنبه, 22 تیر 1395 ساعت 15:04 ارسال شده توسط سید مصطفی

    با سلام
    اگر امکانش هست منبع این قسمت را ه من معرفی کنیدنخستین غزل های فارسی(در قرن چهارم و پنجم) در مجالس بزم و شادی، همراه با موسیقی خوانده می شده است. بعضی عقیده دارند که اصطلاح غزل و تغزل در دوران اوایل شعر فارسی تنها به بیت های مقدمه قصیده ها اطلاق می شده است. در آثار باقی مانده از رودکی و شهید بلخی و دقیقی طوسی نمونه هایی از غزل کامل و مستقل یافت می شود. در اواخر قرن پنجم، غزل به تدریج جای بیشتری در دیوان شاعران به خود اختصاص داد، به طوری که حتی شاعران قصیده سرایی همچون خاقانی یا شاعران منظومه سرایی چون نظامی نیز به سرودن غزل دست زدند. اما با ظهور سنایی، که شاعری عارف بود، نوعی خاص از غزل به وجود آمد که به "غزل عارفانه" معروف شد. این نوع از غزل را عطار، مولوی و فخرالدین عراقی به کمال رساندند. بدین ترتیب دو شاخه جداگانه غزل عاشقانه و غزل عارفانه مشخص شد. بر اثر رواج اصطلاحات اهل تصوف در میان شاعران، غزل های بسیاری سروده شد که در آنها رنگ هر دو نوع غزل را دید و در حقیقت تلفیقی از این دو نوع است. غزل های حافظ نمونه کامل غزل از این نوع است که در آنها معانی و مضامین عاشقانه و عارفانه به هم آمیخته است. با آنکه غزل پیوسته رنگ عاشقانه یا عارفانه داشته است، اما شاعرانی، از جمله سعدی و حافظ، گاه آن را برای مدح نیز به کار گرفته اند. در غزل های شاعران قرن چهارم تا ششم هجری، بیت های غزل از نظر مضمون به هم پیوسته و نزدیک هستند، اما به تدریج این خصوصیت از بین رفت و هر بیت حاوی مضمون مستقلی شد. غزل که با حافظ به نقطه اوج خود رسیده بود، بعد از او رو به انحطاط گذاشت. در شعر مشروطیت غزل همانند دیگر قالب های شعری به کار بیان افکار و عقاید سیاسی و اجتماعی آمد. اما در دوران معاصر، غزل کم و بیش به معنی قدیمی خود که شعر عاشقانه باشد بازگشته است. به عنوان مثال، سیمین بهبهانی با به کار بردن وزن های غیرمتداول، نوعی از غزل را که به "غزل نو" معروف شده رایج کرده است

    باتشکر

    گزارش
  • پیوند نظر سید سه شنبه, 22 تیر 1395 ساعت 15:01 ارسال شده توسط سید

    با سلام
    اگر امکانش هست منبع این قسمت را ه من معرفی کنیدنخستین غزل های فارسی(در قرن چهارم و پنجم) در مجالس بزم و شادی، همراه با موسیقی خوانده می شده است. بعضی عقیده دارند که اصطلاح غزل و تغزل در دوران اوایل شعر فارسی تنها به بیت های مقدمه قصیده ها اطلاق می شده است. در آثار باقی مانده از رودکی و شهید بلخی و دقیقی طوسی نمونه هایی از غزل کامل و مستقل یافت می شود. در اواخر قرن پنجم، غزل به تدریج جای بیشتری در دیوان شاعران به خود اختصاص داد، به طوری که حتی شاعران قصیده سرایی همچون خاقانی یا شاعران منظومه سرایی چون نظامی نیز به سرودن غزل دست زدند. اما با ظهور سنایی، که شاعری عارف بود، نوعی خاص از غزل به وجود آمد که به "غزل عارفانه" معروف شد. این نوع از غزل را عطار، مولوی و فخرالدین عراقی به کمال رساندند. بدین ترتیب دو شاخه جداگانه غزل عاشقانه و غزل عارفانه مشخص شد. بر اثر رواج اصطلاحات اهل تصوف در میان شاعران، غزل های بسیاری سروده شد که در آنها رنگ هر دو نوع غزل را دید و در حقیقت تلفیقی از این دو نوع است. غزل های حافظ نمونه کامل غزل از این نوع است که در آنها معانی و مضامین عاشقانه و عارفانه به هم آمیخته است. با آنکه غزل پیوسته رنگ عاشقانه یا عارفانه داشته است، اما شاعرانی، از جمله سعدی و حافظ، گاه آن را برای مدح نیز به کار گرفته اند. در غزل های شاعران قرن چهارم تا ششم هجری، بیت های غزل از نظر مضمون به هم پیوسته و نزدیک هستند، اما به تدریج این خصوصیت از بین رفت و هر بیت حاوی مضمون مستقلی شد. غزل که با حافظ به نقطه اوج خود رسیده بود، بعد از او رو به انحطاط گذاشت. در شعر مشروطیت غزل همانند دیگر قالب های شعری به کار بیان افکار و عقاید سیاسی و اجتماعی آمد. اما در دوران معاصر، غزل کم و بیش به معنی قدیمی خود که شعر عاشقانه باشد بازگشته است. به عنوان مثال، سیمین بهبهانی با به کار بردن وزن های غیرمتداول، نوعی از غزل را که به "غزل نو" معروف شده رایج کرده است

    باتشکر

    گزارش

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

 

 کليه مطالب اين مجموعه طبق قوانين نرم افزاری متعلق به سايت شهر دانش کویر می باشد، در صورت استفاده با ذکر نام موردی ندارد.
© 2013-2014 Kavirpedia.ir