سه شنبه, 10 فروردين 1395 ساعت 09:59

تحقیق درباره علل انقراض دایناسور ها

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(2 رای‌ها)

تحقیق درباره علل انقراض دایناسور ها

 

تحقیقات گروه مشترکی از «موسسه تحقیقات جنوب غربی»(Southwest Research Institute) آمریکا و دانشگاه «چارلز»(Charles) در پراگ، نشان می‌دهد که منشا دهانه «چیکسولاب»(Chicxulub) در شبه جزیره یوکاتان و دهانه «تیکو» در ماه، تکه تکه شدن سیارک «باپتیستینا»(Baptistina) در اثر برخورد با سیارکی دیگر بوده است.

این محققان مشاهدات رصدی و محاسبات ریاضی را به کار گرفته‌اند تا گذشته باپتیستینا و عواقب تکه تکه شدن آن را بررسی کنند. این درحالی است که تنها قسمتی از کار آنان بررسی تاثیرات این واقعه بر زمین و ماه است.

به نظر می‌رسد باپتیستینا که نمونه‌ای از سیارک‌های کاندوریتی کربنی با قطری معادل ۱۷۰ کیلومتر است، از برخورد سیارکی ۶۰ کیلومتری با جسم مادر خود به وجود آمده باشد. ظاهرا این برخورد «خانواده سیارکی باپتیستینا» را به وجود آورده که شامل تعدادی خرده سیارک مشابه با مداری یکسان است. شبیه سازی‌های این گروه، وجود حدود ۳۰۰ جرم با قطر بیشتر از ۱۰ کیلومتر و ۱۴۰۰۰۰ جرم با قطر بیشتر از ۱کیلومتر را در این مجموعه پیش‌بینی می‌کند.

مدار این خرده سیارک‌ها ،بعد از تشکیل، بر اثر جذب و آزاد کردن نور خورشید به صورت گرما٬ بازتر می‌شود. به اعتقاد دکتر «باتک»(Bottke)، پژوهشگر آزمایشگاه تحقیقاتی جنوب غربی، شبیه سازی دقیق این پدیده‌ها و محاسبه مسافتی که هر جرم طی کرده است، نشان می‌دهد که باپتیستینا ۱۶۰ میلیون سال قبل شکسته شده است.

افزایش تدریجی این گروه سبب شده که تعدادی از آن‌ها از کمربند سیارک‌ها به بیرون پرتاب شوند و در مسیر مدار زمین قرار گیرند. محاسبات دانشمندان نشان داده است که در حدود ۲۰ درصد اعضای این خانواده به این ترتیب از آن جدا شده‌اند و در حدود ۲ درصد اجرام جدا شده در مسیر زمین قرار گرفته‌اند. بنابر این تعداد سیارک‌های مهاجم به زمین بسیار افزایش پیدا کرده است.

آمار به دست آمده نشان می دهد که آهنگ ایجاد دهانه‌های بزرگ در ماه و زمین در بازه ۱۰۰ تا ۱۵۰ میلیون سال قبل دوبرابر شده است. دکتر «نسورنی»(Nesvorny) از مرکز جنوب غربی آمریکا می‌گوید:”خرد شدن باپتیستینا در ۱۰۰ میلیون سال گذشته، برای مدتی طولانی منشا برخوردهای فضایی با زمین شد. به نظر می‌رسد که این وقایع مطابقت زمانی خوبی با هم دارند.”

دکتر باتک می‌گوید:” ما امروز در پایان این دوره از برخوردها هستیم. شبیه سازی های ما نشان می‌دهند که در حدود ۲۰درصد از سیارک‌های نزدیک زمین (NEO) در گذشته در خانواده باپتیستینا بوده‌اند.

این گروه، سپس با استفاده از شبیه سازی‌های رایانه‌ای به دنبال منشا دهانه‌های چیکسولاب(در زمین) و تیکو (در ماه) رفتند. بسیاری معتقدند که دهانه چیکسولاب، ۶۵ میلیون سال قبل در برخورد «کی-تی»(KT) که منجر به انقراض نسل دایناسورها شد، به وجود آمده است. این گروه نشان داد که به احتمال بسیار زیاد منشا هر دو دهانه از خانواده باپتیستینا است.

البته همان‌طور که دکتر «وکروهیلکی»(Vokrouhlicky) از دانشگاه پراگ می‌گوید، این احتمال برای تیکو کمتر است. دانشمندان این احتمال برای چیکسولاب را حدود ۹۰درصد و برای تیکو حدود ۷۰ درصد می‌دانند.

از سوی دیگر،دکتر باتک از رابطه کمربند سیارک‌ها و شرایط طبیعی زمین می‌گوید:”احتمالا حوادث بیشتری در کمربند سیارک‌ها با اتفاقات زمین، ماه و دیگر سیارات مرتبط است. ما در جستجوی آن‌ها هستیم.”

 

البته  برخی محققان اين نظريه را رد می کنند و می گويند فوران های عظيم آتشفشانی که با بالا رفتن درجه حرارت و برخورد چندين سيارک به زمين توام بود، به نابودی دايناسورها و اکثر موجودات زنده منجر شد.

بحث بر سر چگونگي از بين رفتن دايناسورها بر اثر عوامل خارجي بسيار است و البته نظرها متفاوت اما اگر كمي تعمق كنيم نتيجه مي گيرم كه حتي اگر شدت برخورد اين شهاب سنگ بسيار بالا بوده و فوران هاي اتش فشاني هم به حداكثر فوران رسيده باشد ايا موجوداتي چنين مقاوم كه ساليان  مديدي بر كره زمين فرمانروايي مي كردند مي بايست با بروز چنين پديده اي جاي خود را به ما پستانداران بدهند و همگي يكباره نابود شوند ؟

دايناسورهاي غول پيكري چون تي ركس ( ليزارد بيرحم )، پاراسارولوفوس ( مادر خوب ) ، ولاسي رپتور البته 180 cm  مياساروس ، و دايناسورهايي مقاومي به مانند : انكي لوسوروس ، تري سراتوپس ( صورت سه شاخي )  پيستيكوساروس ( باله اژدهايي ) يا پرندگان غول اسايي مثل تراداكتيل ها يا سراداكتيل ها به ناگاه ناپديد شوند و تنها استخوان هاي بزرگشان را براي ما به يادگار بگزارند و حتي يك گونه از انها نمانده باشد …

البته عده ديگري هم بر اين باورند كه باعث و باني انقراض چنين موجودات بزرگي تنها خودشان مي توانند باشند شكار بيش از حد يك شكارگر كه منجر به انقراض گونه اي علف خوار شده يا زاد و ولد بيش از حد گوشتخواران بزرگ كه جمعيت علف خواران را تهديد مي كرد به هر صورت بحث درباره اين مسئله زياد است و خوشحال مي شوم اگر ديگر دوستان اطلاعاتي دراين باره ميدانند يا جمع اوري كردند در اين بحث شركت كنند .

 نخستین فسیل دایناسورها چگونه پیداشد؟
درسال ۱۷۸۰(۱۱۵۹ ه .ش . ) معدنچیان یک معدن گچ نزدیک شهر ماستریخت درساحل رود موز درجنوب هلند چیز عجیبی یافتند.آنهامیان سنگ های استخراج شده , سنگواره استخوانی ناشناخته را کشف کردند که ظاهراً عضوی از اندام جانوری غول پیکر بود. آنان یافته خودرا به یک فیزیکدان نشان دادند واو بی هیچ شک وتردیدی گفت که آن فسیل یا سنگواره (بقایای سنگ شده موجود زنده آرواره تحتانی واستخوان جمجمه یک نهنگ عظیم است.دانشمند کالبد شناس دیگری ازهلند به نام آدریان کمپر معتقد بود که ان استخوانها بقایای یک سوسمارغول آساست که طول آرواره های آن ۲/۱ متربوده است .
چون فسیل درزمینهای کلیسای ماستریخت پیدا شده بود کشیش سرپرست کلیسا آن را درموزه خصوصی خود به نمایش گذاشت .هنگامی که نیروهای فرانسوی درسال ۱۷۹۵ ماستریخت را تصرف کردند, آن فسیل را به پاریس انتقال دادند درآنجاافسرس فرانسوی مدعی شد که آن استخوانهای بقایای یک کروکودیل است.
دانشمندفرانسوی دیگیری به نام بارون کوویر موافق نظر کمپر بود واستخوانهارا مربوط به آرواره های سوسماری بسیاربزرگ دانست .این یافته عجیب بالاخره درسال ۱۸۲۸ میلادی نامگذاری شد.پزوهشگرانگلیسی این جانور را به افتخارکالبد شناس هلندی ونیز نام رودخانه موز که استخوانها درنزدیکی آن پیدا شده بود , موسازروس کمپری نامید.زروس وازه ای یونانی وبه معنای خزنده میباشد.

● ایگوانودون چگونه نامگذاری شد؟
درانگلستان نیز سنگواره های مشابهی پیدا شد.درسال ۱۸۲۰ دوطبیعیدان انگلیسی درمعدنی ازسنگ های مطبق متعلق به دوران زوراسیک میانی بقایای خزنده گوشتخوار غول پیکری را کشف کردند که آن را مگالوزروس (خزنده بزرگ ) نامیدند.دوسال بعد همسر پزشکی انگلیسی به نام گیدئون مانتل درمعدنی واقع درجنوب انگلستان که ازسنگ های آن درجاده سازی استفاده میشد قطعه سنگی را یافت که درآن اثر دندانهای عجیب دیده میشد.
دکترمانتل درآن معدن آثاردیگری ازسوسماری بسیاربزرگ را کشف کرد.ابتدا بارون کوویر آ ن آثاررا مربوط به یک کرگدن میدانست دکترمانتل آن سنگواره ها را به جانور شناس دیگری نیز که پزوهش های زیادی درباره سوسمارهای آمریکای جنوبی کرده بود نشان داد.اواین شباهت داندانهای یافته شده را با دندانهای ایگووانا یا سوسمارهای بزرگ گیاهخوار تشخیص داد وبه این دلیل آن جانور ناشناخته را ایگوانودن (دندان سوسماری )نامید.
اززمان نخستین نشانه ها یعنی از۱۶۰ سال پیش تاکنون دربسیاری ازنقاط کره زمین استخوانها ونیز اسکلت های کامل این نوع ازخزندگان درحفاریها به دست آمده است .

ازسال۱۸۴۰(۱۲۱۹ ه . ش )به پیشنهادطبیعیدان انگلیسی ریچارد اون , این جانوران به نام یونانی دایناسور ( خزنده ترسناک ) خواندند. امروزه دربسیاری ازشهر های جهان موزه هائی با مجسمه ها یا تصویرها یا اسکلتهای این جانوران یافت میشوند. جانورانی که از۶۵ تا ۲۰۰ میلیون سال پیش فرمانروایان بی رقیب زمین بودند.
● سوسمارهای نخستین چه زمانی پدید آمدند؟
دردوره پرمین ودوره تریاس خزندگان نخستین که با نام تریومورف ( پستاندارگونه ) شناخته میشوند برزمین حکمفرما بودند.قدیمی ترین آنها پلیکوزروس ها بودند که درمناطق استوائی می زیستند. نسلهای بعدی یعنی تراپسید ها تا مناطق سردترنزدیک قطب ها پراکنده شدند.پس ازسپری شدن دوره این جانوران دوره طولانی دایناسورها آغاز شد.پیشینیان آنها را سوسمارهای نخستین می نامند.

نخستین( سوسمارهای نخستینی) که تاکنون شناسائی شده پروتروسوکوس است که دردوره تریاس میزیست وازماهیان ودوزیستان تغذیه میکرد.این جانور شبیه کروکودیل های امروزی بود.چندی بعد یعنی حدود ۲۰۰ میلیون سال پیش , یکی ازخویشاوندان نزدیک پروترسوکوس پدید آمد که امروزه آن را پویارکریا مینامیم .
این جانور خزنده کوچکی بود که روی دوپا می دوید طول بدن یوپارکریا بین ۶۰ سانتی متر تایک متربود.پاهای این جانورکمی بلندترازدستهایش بود . بالاخره دراین زمان یعنی دراواخردوره تریاس نخستین دایناسورواقعی یعنی اورنیتوسوکوس که یکی ازنوادگان یوپارکریا بود پدید آمد.
طول بدن این موجود دوتاسه متر بودوآرواره هائی ترسناک با دندانهای دشنه ای تیزداشت . پشت وپهلوی جانوربا صفحات استخوانی پوشیده شده بود. این استخوانها درناحیه گردن تبدیل به تیغهای استخوانی تیزی میشد که این بخش حساس بدن جانور را ازآسیب درامان نگاه میداشت ارنیتوسوکوس نیای همه کانی ور های گوشتخواران بزرگی است که دردوره های زوراسیک وکرتاسه تکامل یافتندوبرزمین حاکم شدند.
● نخستین دایناسورها گیاهخواربودند؟
دراواخردوره تریاس جانورجالبی پدید آمد که دانشمندان , چندین اسکلت آن را درآلمان وانگلستان یافتند تکودونتوزروس , جانوری دوتاسه متری با گردنی دراز وسری کوچک بود. این جانور هم دندانهائی شبیه گوشتخواران داشت با این تفاوت که این دندانها نوک تیز نبودند. دراین جانور علائم تغییرروش زندگی به چشم میخورد.غذای اصلی اوگیاه بود گرچه شاید ازشکار وخوردن خزندگان کوچک نیز دریغ نداشت . به این ترتیب اونیای سوروپپودها به شمار می آید که فقط ازمواد گیاهی تغذیه میکرد.
دایناسورها دردوران زندگی ۱۴۰ میلیون ساله خود انواع بسیارمتنوعی را پدید آوردند.آنها مدام درحال تغییر وتحول بودند ودرصد ها شکل مختلف ظاهر شده وتکامل یافتند. درعلم دیرین شناسی ( علم شناخت سنگواره ها وبقایای زندگی گیاهی وجانوری کهن ) دایناسورها به گروه اصلی , یا آنطورکه زیست شناسان میگویند به دوراسته دایناسوری تقسیم میکنند.دایناسورهائی با لگن خاصره سوسماری یا راسته سوسمارگونه ها ودایناسورهائی با لگن خاصره پرنده ای یا راسته پرنده گونه ها. این دوگروه همانطورکه ازنامشان پیداست پیش ازهرچیز براساس شکل وحالت استخوانهای لگن خاصره ازیکدیگر قابل تشخیص اند.
● دایناسورها چگونه رده بندی میشوند؟

هردورسته ای که دربالاذکرشد به زیر راسته های کوچکتری تقسیم میشود .سوروپود ها یا دایناسورهای فیل پا – گیاهخواران عظیم الجثه ای که بخشی ازاوقات خودرا درآب بسر میبردند وبرروی چهارپا راه میرفتند- تروپودها یا دایناسورهای چنگالدار که برروی دوپا راه میرفتند وگوشتخواربودند – زیر راسته سوسمارگونه ها به شمارمی آمدند.
راسته پرنده گونه ها نیز به چهارزیر راسته تقسیم میشد. اورنیتوپودها ( دایناسورهای پا پرنده ای ( دایناسورهاس شاخدار) استگوزروس ها ( دایناسورهای خاردار) وآنکیلوزروس ها (دایناسورهای زره دار).
درحالی که پیشینیان سوروپودها تروپودها وارنیتوپودها دردوره تریاس هم یافت میشدند سه دسته آخر بعدازاین دوره پدید آمده وتکامل یافتند.
استگوزروس ها دردوره زوراسیک  حدود ۱۹۰ میلیون سال پیش –آنکیلوزروس ها دردوره کرتاسه حدود چهردسته آخر درواقع کاملاً گیاهخواربودند .برخلاف ارنیتوپودها که برروی دوپا راه میرفتند نوادگان آنها یعنی سراتوپس ها برروی چهار پا راه میرفتند. استگوزروس ها وآنکیلوزروس ها نیز برروی چهارپا را ه میرفتند وزره استخوانی ضخیمی بدنشان را پئشانده بود.
این زره دراستگوزروس ها ازصفحات استخوانی راست ایستاده نوک تیز تشکیل میشدودرآنکلیوزروس ها میتوانست مانند لاک لاک پشت به زره محافظ بسته ای تبدیل شود. درصفحات بعد درباره شماری ازمهمترین ومشهورترین دایناسورها صحبت میشود.
● براکیوزروس چگونه میزیست ؟

به دلیل شیوه خاص زندگی براکیوزروس سوراخ های بینی این جانور برروی یک برآمدگی دربالای سرش قرارداشت به این ترتیب میتوانست طوری خودرادرآب پنهان کند که فقط سوراخهای بینی اش پیدا باشد.
این جانور اغلب ازگیاهان آبزی تغذیه میکرد.اودرآب می ایستاد ومی چرخید وفقط برای تخمک گذاری به خشکی می آمد . به نظر میرسد که این روش زندگی حتی برای دایناسورها هم یکنواخت وکسل کننده بوده باشد.
به حال دانشمندان امروز دیگربه زندگی یکنواخت این جامور اعتقاد چندانی ندارند.آنها به این مسئله استناد میکنند که سوسماربازوپا حدود ۱۵ متر ارتفاع داشته است این بدان معنی است که اگراین جانور تا سئراخهای بینی خود درآب فرومیرفت سینه وشش هایش حدود ۱۲ مترزیر آب قرارمیگرفت .ولی دراین عمق آب چنان فشاری دارد که تنفس برای مدت طولانی تقریباً غیر ممکن است . البته انسان میتواند حتی خیلی بیشتر ازاین عمق نیز درآب فررود , ولی شناگری که چنین کاری میکند تنفس نمیکند بلکه هوا را درشش های خود نگاه میدارد.
براکیوزروس دراواخر دوره زوراسیک پدید آمد ودراوایل دورره کرتاسه نابود شد .بنابراین دوران زوال این جانور همزمان بادوران شکوفائی وتکامل دیگردایناسورها بود.
یکی دیگر ارهیولاهای این زیر راسته دیپلودوکوس نام داشت که معنی آن دوالواره است .اگرانسان به این جانور بنگرد متوجه میشود که گردن دراز ودم بلند آن به دوالوار بلند شباهت دارد. دیپلودوکوس با ۲۸ متر طول تنها کمی کوتاهتراز براکیوزروس بود ولی درعوض بسیارسبکترازآن بود.این جانور غول پیکر فقط ۴۰ تن وزن داشت زیرا ستون فقرات وهمه استخواهنهای دیگربدنش توخالی وپوک بود. به جز چهرپای ستون مانندش – توخالی بود.استخوانهای پای این جانور توپر بود چون بایستی وزن بسیار زیادش را (حدوداً معادل وزن ۵۰ دستگاه اتومبیل پیکان ) تحمل میکرد.
هریک از پاهای دیپلودوکوس پنج انگشت داشت که سه انگشت وسط دارای چنگالهای شاخی بود.دوانگشت جانبی دیگر درپوشش مقاوم بزرگی قرارداشت .به همین دلیل این جانور رافیل پا میخوانندو هریک ازپاهای جلودارای یک چنگال بود که برروی انگشت شست قرارداشت .این چنگال مانند یک قلاب ازلیز خوردن جانور برروی گل ولای جلوگیری میکرد.
● خطرناکترین جانور دوره زوراسیک کدام بود؟
دردوره زوراسیک (۱۹۰ تا ۱۳۶ میلیون سال قبل ) الوزروس که ازدایناسورهای زیرراسته تروپود ها بود فرمانروای بی رقیب تمام موجودات زنده خشکی به شمار می آمد.این حیوان فقط ازگوشت دیگر دایناسورها تغذیه میکرد .طول بدن او ازنوک دم تا آرواره های بسیار بزرگش ۱۱ متر – یعنی تقریباً به اندازه یک اتوبوس بزرگ بود. این جانور برروی پاهای عقبی سنگین ونیرومندش راه میرفت .چون وزن الوزروس حداقل دوتن بود مطمئناً خیلی چالاک نبود .ولی بازهم به نسبت چالاکترازبسیاری ازطعمه های خود محسوب میشد.دم بلند وکلفتش به اوکمک میکرد که براحتی روی دوپا راه برود.
هرچند که تعدادی ازدایناسورهای گیاهخوار بسیاربزرگتر وسنگین تر ازالوزروس بودند , نمی توانستند دربرابر این جانور ازخوددفاع کنند. به این دلیل آنها ترجیح میدادند که تقریباً به طور دائم درآب زندگی کنند تا ازدست این درنده خطر ناک درامان باشند.

هنگامی که الوزروس جانوری راتکه تکه میکرد وپس از خوردن آن برای هضم آن چرت میکرد به خوابی کوتاه فرومیرفت ,دیگرگوشتخواران کوچک گرد میآمدند تاآنچه ازهیولا باقی گذاشته بود بخورند.یکی ازاین جانوران کومپسوگناتوس بود که فقط ۳۰ سانتمتر طول داشت وکمی بزرگتر از یک مرغ نبود وکوچکترین دایناسور گوشتخوار به شمارمی آمد.
این درنده کوچک ازسوسمارهای پرنده کوچک ونیزازحشرات به عبارت دیگرازجانوران گریز پا وچست وچالاک تغذیه میکرد. این جانور با پاهای بلندی که مناسب دویدن ودستهای کوچکی مناسب چنگ زدن بود, به بهترین وجه بااین نوع زندگی سازگاربود .احتمالاً پیشینیان پرندگان شکل وشمایلی مشابه این جانور داشتند ولی بازوهایشان بلندتر بوده است .
● چرا پسیتاکوزروس منقاری شبیه منقار طوطی داشت ؟
یکی ازپیشینیان سراتوپس ها پسیتاکوزروس ( سوسماری طوطی منقاری ) بود که دراوایل دوره کرتاسه می زیست .این جانور بخاطر منقار قلاب مانندخود که شبیه منقارطوطی بود به این نام خوانده شد.
ازاین جانور دومتری دوره کرتاسه اسکلتهای کامل وسالم فراوان وتک استخوانهای زیادی درمغولستان به دست آمده است .این نوع دایناسور دراواخر دوره آغازین کرتاسه پدید آمد دراین دوره بسیاری اردایناسورهای گیاهخوار مجبور شدند که نوع غذای خودررا تغییر دهد .چرا که علاوه بر گیاهان هاگدار( ازقبیل سرخس ها دم اسبیان وپنجه گرگیان ) گیاهان گلدارنیز رشد ونموکردندوفراوان شدند.

درپی این تغییرات شرایط گیاهی دربرخی از اورنیتوپپودها یک دندان برنده وتیز تکامل یافت وآرواره ها عضلات آرواره هانیرومند تر شدتا این جانوران بهتر بتوانند با دندانهایشان شاخه هارا قطع کنند.به این ترتیب سپر محافظ گردن , یعنی نشانه بارز زیرراسته سراتوپس ها نیز پدید آمد .احتمالاً این نشانه درابتدا سپر محافظ نبود بلکه نقطه اتصال ماهیچه های نیرومند آرواره ها به شمار می آمد.این دایناسوربرای تغذیه ازموادگیاهی سخت ترومقاومتر به این آرواره ها احتیاج داشت .
نخستین سراتوپس واقعی یعنی پروتوسراتوپس , تاکنون فقط درمغولستان پیداشده است . نام یونانی این جانور به معنی نخستین شاخدار است . البته این جانور دومتری اصلاً شاخ نداشت , ولی چون نیای همه اعضای خانواده دایناسورهای شاخدار به شمار می آید این نام را به اوداده اند.
● آخرین دایناسورهائی که پدید آمدند ازکدام گروه بودند؟
پروتوسراتوپس وخانواده اش , آخرین دایناسورهائی بودند که درروی زمین ظاهرشدند.این جانور برروی چهارپای کوتاه راه میرفت وشکم خودرا کاملاً نزدیک به زمین نگاه میداشت . این حیوان بدنی مانند سوسمار پهن وچهارشانه وسری فوق العاده بزرگ با منقاری همچون منقار طوطی داشت .این منقار قلاب مانند روی آرواره فوقانی وبرآمدگی بینی رشد کرده بودگردن وشانه های این جانور یقه استخوانی بزرگی داشت .با اینکه طول بدن اودومتربود ارتفاع پشتش بیشتراز۷۵ سانتی مترنبود وکمی بلندترازیک سگ به نظر میرسید این حیوان تقریباً دوتن وزن داشت .
پروتوسراتوپس برای ماآشناترین دایناسوراست . مجموعه کاملی از تخم های این حیوان درمراحل مختلف پیداشده است .علاوه برآن اسکلت های فراوانی ازاین جانور به دست آمده است که با کمک آنها تمام مراحل رشد این دایناسور درموزه ها بازسازی وبه نمایش گذاشته شده است .
وقتی که پروتوسراتوپس ازتخم خارج میشد سر کوچکش فاقد یقه استخوانی چیین داربود. این صفحه استخوانی هنگامی که حیوان بزرگترمیشد دورگردن اوپدید می آمد. همانطور که میدانیم یقه استخوانی نقطه اتکا واتصال ماهیچه های گردن وآرواره ها بود. اماحسن دیگری هم داشت این عضو برای محافظت گردن نیز به کارمیرفت .درندگان برای کشتن طعمه خود نخست گردن آن را گازمیگیرند.

تئوریهای دیگر :

** فعالیت آتشفشانی بی اندازه زیاد که با باران اسیدی همراه شده، می توانسته آب و هوای زمین را به قدر کافی تغییر دهد تا ماشه یک انقراض دسته جمعی کشیده شود. آخر دوره کرتاسه زمان فعالیت تکتوینک (حرکات پوسته زمین) و به همراه آن فعالیت آتشفشانی بود. در آن زمان قاره عظیم پانگه آ از هم جدا می شد و قاره ها در جای امروزیشان قرار می گرفتند. فعالیت آتشفشانی خیلی زیاد، گرد وغبار و مواد شیمیایی اسیدی (مثل اسید سولفوریک) را به داخل جو پرتاب می کرد که باعث خنک شدن کره زمین و شاید انقراض دسته جمعی شده باشد.

** تغییرات در مدار زمین که می توانسته باعث خنک شدن زمین از نظر آب و هوایی شده باشد و به انقراض دایناسورها انجامیده باشد. در این شرایط، دایناسورها نمی توانستند خودشان را با سرما تطبیق دهند اما پستانداران خزدار می توانستند با این شرایط کنار بیایند. هنگامی که دوره کرتاسه روبه پایان می رفت سطح دریاها شروع به پایین رفتن کرد که باعث شد خشکی ها در همه قاره ها بیشتر از نظر فصلی و اختلاف دمای استوا و قطب ها تحت تأثیر قرار بگیرند.

** پستانداران تخم های دایناسورها را می خورند که همین ممکن است باعث انقراض دایناسورها در کرتاسه- ترتیاری شده باشد. این تئوری توضیح نمی دهد که چرا گونه های خیلی زیاد دیگری هم رو به انقراض رفتند یا چرا در لایه کرتاسه- ترتیاری از نظر شیمیایی ناهنجاری هایی هست .

** مقدار زیاد متان، جو زمین را تغییر می دهد (باعث اثر گلخانه ای می شود). منبع متان باید از رسوبات علف ها و جلبک های عمق دریا و یا نتیجه گوارش دایناسورهای گیاهخوار باشد.

** کم شدن خوراک دایناسورهای گیاهخوار و کم شدن امکان انتخاب شکار و غذا در دایناسورهای گوشتخوار به خاطر کم شدن دایناسورهای گیاهخوار می توانسته باعث گرسنگی دسته جمعی دایناسورها شده باشد.

تحقیقات جدید و تئوری های قدیمی : شهاب حجیم آسمانی عامل انقراض دایناسورها  بوده است .
دانشمندان با ارائه تئوری های متناقض جدیدی از برخورد یک شهاب آسمانی عظیم الجثه به زمین در 65 میلیون سال پیش که منجر به از بین رفتن دایناسورها و بسیاری از گونه های جانداران شده، خبر دادند.

یک تیم تحقیقاتی از دانشگاه میسوری کلمبیا با آزمایش روی رسوبات سنگی به دست آمده از پنج قسمت مختلف اعماق اقیانوس اطلس از نظریه انقراض گروهی جانداران به وسیله یک شهاب آسمانی بزرگ و حجیم حمایت کردند.

دانشمندان معتقدند: یک شهاب آسمانی به عرض تقریبی 6 مایل 5/65 میلیون سال پیش در اواخر دوران کرتاسه با زمین برخورد کرده است. تاثیر این برخورد بروز فاجعه زیست محیطی در سراسر جهان بوده به طوری که مقادیر زیادی صخره و گرد و غبار را در آسمان پخش کرده، تسونامی های بزرگی را خلق کرده، مواد آتش زای بسیاری را تولید کرده و سال ها زمین را در تاریکی فرو برده است.

در جریان این برخورد دایناسورها که 160 میلیون سال بر زمین حکمرانی کرده بودند، محکوم به فنا شدند. همچنین خزندگان دریایی و هوایی، صدف های دریایی و بسیاری از گونه های پلانکتون های دریایی از بین رفتند. پرندگان نیز صدمات زیادی دیدند اما زنده ماندند. در این بین پستانداران جان سالم به در بردند و سرانجام حاکمیت زمین را از آن خود ساختند.

دانشمندان 26 سال پیش یک رشته اریدیوم – فلزی نادر در زمین اما رایج در سنگ های آسمانی – یافتند که قدمت آن به اواخر دوران کرتاسه باز می گشت و از آن زمان به بعد نظریه برخورد سنگ فضایی بزرگ به زمین شدت گرفت. همچنین اکتشاف دهانه آتشفشان Chicxulub مربوط به همان دوره  از سوی دانشمندان به عنوان عامل از بین بردن بسیاری از جانداران در نظر گرفته شد.

اما گروهی از محققان دانشگاه “پرینستون” تئوری جنجالی دیگری را ارائه دادند مبنی بر اینکه آتشفشان Chicxulub در واقع قبل از نابودی دایناسورها رخ داده و بدین ترتیب عامل انقراض گروهی این جانداران نبوده است.

این دانشمندان اظهار داشتند: تکه های بزرگ صخره های فضایی به زمین برخورد کرده و به زندگی دایناسورها پایان داده است. هر یک از نمونه های سنگ های آسمانی یافت شده در نزدیکی دهانه آتشفشان مذکور احتمالا تحت تاثیر وقایعی چون زلزله و رانش زمین قرار گرفته است.

یک تئوری جدید :
امروزه نظریه ی بیماری دایناسورها پیشرفت دیگری داشته است و در قالب کتابی به نام، چه چیزی دایناسورها را آزرد؟ توسط انتشارات دانشگاه Princeton به چاپ رسیده است.
نویسندگان این کتاب، جرج و رابرت پینر(George and Roberta Poinar )(جرج یک جانور شناس در دانشگاه ایالت اورگن و یکی از موسسان سازمان بهداشت جهانی و مشاور بیماریهای مسری وعفونی است) متخصص در محافظت از حشرات دیرینه (باستانی) در فسیل صمغ درختان کاج (یک عنصر کلیدی مهم در فیلم پارک ژوراسیک) و همچنین متخصص در ساختار فسیل شده ی دایناسورهاست. در میان چیزهای دیگری که به آن دست آوردند، ساس ها، کنه ها، کرمها، حشرات گزنده و خیلی چیزهای کثیف و نامطبوع دیگری هم یافتند. انگلهای کوچک عفونی، نوعی کرمهای انگلی حلزونی، مگسهای گزنده وانواع مختلف چیزهای نامطبوع وکثیف دیگر از جمله انگلهای روده ای که به همان دوره ی زمین شناسی کرتاسه بر میگردد کشف کرده اند.
پوینارها(جرج و روبرتا پوینار)(Poinars) همچنین برخی از این حشرات را که، ناقل بیماریهای مالاریا و لیشمانیا هستند را از این فسیل ها استخراج کردند. از قرار معلوم این عوامل بیماری زای کنونی از همان موقع به این زمان رسیده است بر خلاف آنها دایناسورها بودند که همان زمان دوام نیاوردند و منقرض شدند.
نویسندگان این کتاب ادعا نمی کنند که همه ی دایناسورها در یک بیماری بزرگ همه گیر مرده اند بلکه اعتقاد دارند، تا اندازه ی زیادی ضعیف شدن آنها بر اثر بیماری های مداوم و همینطور دیگر حوادث و فجایع از قبیل حوادث طبیعی و آتشفشانها (همه اینها با هم) توانستند آنها را به طور کامل از پا درآورند.
پوینارها(Poinars) هنوز تا حدی نتوانستند در مقابل نمایشهای هالیوودی مقاومت کنند. یکی از نقل قولهای برجسته از این کتاب این است: بزرگترین حیوانات روی زمین یعنی دایناسورها در یک مبارزه ی میان مرگ و زندگی با حشرات برای بقا گیر افتادند.
دیگر تئوری که در زمینه دوره ی زمین شناسی کرتاسه مطرح شده است، مقاله ای است که در روزنامه Science، روز سه شنبه به چاپ رسید. از بسیاری از شواهد، این امری حتمی است که در آن دوره، جهان خیلی گرمتر بوده است (که به دلیل برخورد یک ستاره دنباله دار و شروع یک دوره یخبندان سریع دایناسورها از بین رفتند) حدود ۹۰ میلیون سال پیش در یک دوره زمانی که تورونیان(Turonian) نام گرفت همه چیز به طور بخصوصی از گرما برشته شدند در خیلی از جاهایی که سالها فوق گرم خانه(”super-greenhouse”) نام داشتند درجه حرارت سطح اقیانوسها تا ۱۰۰ درجه فارنهایت هم رسید و به همین دلیل بیشتر نهنگ ها به سوی آبهای قطب شمال پیشروی کردند.
بنابراین چگونه امکان دارد که در همان زمان در قطب جنوب کوههای یخی عظیمی وجود داشته باشد؟ کارشناسان آب وهوایی پاولو(Paleo) قبلا کمی از نشانه های این چیز عجیب وغریب را دیده بودند ،ولی مقاله جدید روزنامه ی Science به طور کاملتری به آن پرداخته است. آندره بارنمان(Andre Bornemann) از موسسه اقیانوس شناسی اسکریپس(Scripps) به همراه تعدادی از همکارانش از طریق تجزیه وتحلیل میزان ایزوتوپ اکسیژن ۱۸ – بر روی فورامینی فرا(Foraminifera) (نوعی پلانکتون) ، موجودات ریز و صدف دار دریا ،که در آن دوره ی زمانی میزانشان افزایش پیدا کرده بود اطلاعاتی بدست آوره اند.
این مشخص شد که وقتی آب دریا بخار شد و باز به زمین برنگشت (نشان دهنده این است که در جای دیگری به صورت منجمد گرفتار شده است)، باعث می شود که نسبت اکسیژن -۱۸ به اکسیژن -۱۶ در آب دریا تغییر کند (O-۱۸ سنگین تر است بنابراین کمتر بخار می شود). فورامینی فرا(Foraminifera) تاثیر گذار نبودند، آنها فقط اکسیژن را هر کدام به شکلی در داخل پوستشان جای می دهند.

آنچه که محققان کشف کرده اند، یک دوره چند صد هزار ساله است زمانیکه که صدف های فورامینی فرا(Foraminifera) با وجود کوه های یخی بطور فوق العاده ای به اکسیژن -۱۸ دست می یافتند. اگرچه تغییرات در دمای اقیانوس می تواند میزان اکسیژن را هم دگرگون کند، به هر جهت دمای سطح های پایین دریا را تغییر نمی دهد و اتفاقات در سطح بالای دریا هم مهم نیست. با این حال وجود ساکنین سطح پایین دریا یعنی فورامینی فرا نشان دهنده یک عدم توازن اکسیژن است که بر تاثیرات یخها دلالت می کند.
هیچ کس نمی تواند توضیح دهد که چگونه می توان کوههای یخی در یک دنیای بسیار گرم داشته باشید و اما تا کنون هیچکس نیز نتوانسته توضیح دهد که اصلا چگونه جهان به این گرمی شده است.

فرضیه‌های عجیب :

برخی از این فرضیه‌ها عقیده‌هایی هستند دور از ذهن و بعضی دیگر نیز از نظر شواهد و مدارک نارسا هستند. البته این موضوع را باید توجه داشت که برخی از این فرضیه‌ها جنبه علمی ندارد و یا دور از ذهن هستند.
۱) افزایش دی‌اکسید کربن جو، که افزایش آن موجب نابودی دایناسورها و به ویژه تخم‌هایشان شده است.
۲) راکد شدن آب اقیانوس‌ها ـ برخی بر این عقیده‌اند که در اواخر کرتاسه به دلیل افزایش دی‌اکسید کربن جو، آب اقبانوس‌ها ساکن گردید. راکد شدن آب باعث شده است که اکسیژن کافی برای ادامه حیات بسیاری از موجودات دریازی وجود نداشته البته این افزایش تنها برای انقراض حیوانات دریازی درست است.
۳) گردوغبار موجود در جو ـ وجود گردوغبار ناشی از فعالیت آتشفشان‌ها موجب تغییرات آب و هوایی و کاهش میزان تابش نور خورشید به سطح زمین شد و مواد ناشی از آتشفشان‌ها موجب نازک شدن پوستة تخم دایناسورها گردید و آب موجود در تخم‌ها تبخیر می‌شد و جنین از بین می‌رفت.
۴) تغییر در حداقل و حداکثر درجه حرارت ـ این تغییرات در زمان‌های کوتاه باعث شد که دایناسورها نتوانند خود را با شرایط جدید سازگار کند و موجب نابودی آنها گردید.
۵) گرم شدن هوا در اثر افزایش دی اکسید کربن ـ کاهش تولید اکسیژن توسط گیاهان و جلبک‌ها باعث افزایش دی‌اکسید کربن جو گردید و نتیجة آن گرم شدن آب و هوا بود. این امر باعث گرمازدگی و مرگ دایناسورها در فصول گرم شد.
۶) آب و هوای سرد ـ سرد شدن آب و هوا مانع رشد جنین درون تخم‌ها شد و جنین قبل از تولد می‌مرد. کاهش دما همچنین کاهش تولید مثل را نیز همراه دارد و نیز دایناسورها به علت خونسرد بودن نمی‌توانستند هوای سرد را برای مدت طولانی تحمل کنند.
۷)خشک و مربوط بودن هوا ـ خشکی بیش از حد یا رطوبت بیش از حد شرایط ادامه حیات را دشوار می‌کرد.
۸) تغییرات آب و هوا براثر انفجار یک سوپرنوا ـ این انفجار باعث ایجاد صدماتی در لایه اوزون شد و ابرهای بزرگ یخی را در بالای جو تولید کرد که سردشدن کره زمین را در پی داشت.
۹) رقابت با دیگر حیوانات ـ کمبود غذا باعث رقابت و از بین رفتن دایناسورها شد.
۱۰) نابودی برگ‌های گیاهان توسط کرم‌ها و آفت‌ها ـ این جانوران باعث از بین رفتن گیاهان شدند و در نتیجه باعث از بین رفتن دایناسورهای گیاهخوار و به دنبال آن دایناسورهای گوشتخوار شد.
۱۱) تغییرات ژنتیکی ـ جهش‌های ژنتیکی باعث بوجود آمدن ویژگی‌های خاص فیزیولوژی و زیستی شد که مطابق با شرایط محیطی نبود.
۱۲) نازک شدن پوسته تخم دایناسورها ـ وجود عوامل مختلف زیستی و فیزیولوژی خزنده باعث نازک شدن پوسته تخم و از بین رفتن جنین شد.
۱۳) تشکیل تخم‌هایی با پوسته چند لایه‌ای ـ براثر نقص‌های هورمونی و وژنتیکی باعث بوجودآمدن تخم‌های چند لایه‌ای شد و این امر باعث شد که نوزادان نتوانند پوسته را شکسته و از تخم خارج شوند. این فرضیه از مطالعه تخم های کشف شده در فرانسه و اسپانیا بوجود آمد.
۱۴)شیوع و گسترش بیماریها
۱۵) افزایش اکسیژن ـ این امر باعث افزایش فشار هوا و کمبود گیاهان می‌شود.
۱۶) تولید و افزایش قارچ‌های سمی ـ برخی عقیده دارند که در اواخر دوره کرتاسه افزایش ناگهانی قارچ‌های سمی و گسترش آن باعث نابودی دایناسورها شد.
۱۷) تغییر گیاهان ـ تغییر گونه‌های گیاهی باعث شد که دایناسورهای گیاهخواری که از گیاهان تغذیه می‌کردند، نتوانند عادت غذایی خود را تغییر دهند.
۱۸ ) ناسازگاری دستگاه گوارشی با گیاهان نهان دانه ـ خود این گیاهان باعث کاهش گیاهان باز دانه شد و دستگاه گوارش دایناسورهای گیاهخوار با گیاهان نهان دانه سازگاری نداشت.
۱۹) تنوع گیاهانی که برگ‌های خود را زودتر از دست می‌دادند، این امر موجب شد تا غذا برای گیاهخواران در مواقعی از سال وجود نداشته باشد.
۲۰) جابجا شدن صفحه کهکشان ـ جابجا شدن زاویه صفحه کهکشان باعث شد تعداد زیادی شهاب سنگ و حجمی از گردوغبار وارد اتسمفر زمین شود.
۲۱) برخورد یک سیاره‌سان و یا اجرام آسمانی.
۲۲)تغییرات آب و هوایی براثر برخورد اجرام آسمانی.
۲۳) اختلال و نارسایی مغز ـ به علت کوچکی مغز و بوجود آمدن شرایط زیستی متغیر دایناسورها نتوانستند خود را سریع با محیط سازگار کنند.
۲۴) تغییر در وسعت اقیانوس‌ها ـ این امر تغییرات آب و هوایی را نیز در پی داشت و سازگار با دایناسورها نبود.
۲۵) خشک شدن دریاچه‌ها و مرداب‌ها.
۲۶) سیلاب‌های بزرگ.
۲۷) سرد شدن آب اقیانوس‌ها ـ این امر نیز باعث تغییرات زیادی در آب و هوا شد.
۲۸) جمعیت زیاد ـ گسترش فراوان انواع موجودات باعث کمبود غذا و رقابت و جنگ بین ‌آنها شد.
۲۹) فراوان شدن انگل‌ها، شپش‌ها، کرم‌ها و پشه‌ها.
۳۰)تغذیه حیوانات از تخم دایناسورها.
۳۱) افزایش جمعیت شکارچی‌ها ـ افزایش حیواناتی که از طعمه‌های دایناسورها تغذیه می‌کردند باعث کاهش جمعیت دایناسورها به علت کمبود غذا شد.
۳۲) سمی شدن محیط توسط اورانیوم.
۳۳) تغییر جهت قطب های مغناطیسی ـ این امر باعث اختلال در مغناطیس کره و یا سپر مغناطیس زمین و در پی آن بوجود آمدن جهش‌های ژنتیکی و در نتیجه انقراض دایناسورها شد.
۳۴) کاهش فعالیت جنسی براثر شرایط گوناگون.
۳۵) امراض داخلی.
۳۶) لکه‌های خورشیدی ـ این امر باعث تغییر آب و هوا در روی زمین شد و این تغییرات نیز به ضرر دایناسورها بود.
۳۷) افزایش تابش پرتوهای کیهانی.
۳۸) افزایش تابش اشعه‌های ماورای بنفش ـ این تابش باعث نابودی لایه اوزون شد و اشعه‌های مضر و پرتوهای زیان‌آور به سطح زمین رسید.
۳۹ـ فعالیت آتشفشان‌ها.

بازدید 2609 بار

1 نظر

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.