بهرام پوررزاقی

بهرام پوررزاقی

پنج شنبه, 24 دی 1394 ساعت 17:52

تحقیق درباره بیماری مالیخولیا

تحقیق درباره بیماری مالیخولیا

پنج شنبه, 24 دی 1394 ساعت 16:33

تحقیق درباره دراز گودال ماریانا

گودال ماریانا

درازگودال ماریانا ژرفترین درازگودال اقیانوس‌های جهان است. این درازگودال همچنین ژرفترین مکان پوسته کره زمین است.

محل آن کف بخش شمال غربی اقیانوس آرام، در شرق و جنوب جزایر ماریانا است. بیشینه ژرفای آن از سطح دریا ۱۰٬۹۱۱ متر است. این درازگودال برای نخستین بار در سال ۱۹۵۱ توسط شناور چَلِنجـِر از نیروی دریایی سلطنتی بریتانیا بررسی شد و به این خاطر ژرفترین نقطه آن گودال چلنجر نام دارد.

این کارگردان سرشناس اولین کسی است که بعد از «ژاک پیکارد» و «دان والش» در سال ۱۹۶۰ (۱۳۳۹) به عمیق‌ترین نقطه شناخته شده در زمین سفر کرده ‌است. 

هر چند دیگران هم ممکن است در آینده نزدیک به این نقطه در عمق ۱۰۹۹۴ متری بروند.

بر اساس اعلام نشنال جئوگرافیک که حامی مالی این برنامه است، وی توانست ساعت 7:30 بامداد روز گذشته به سطح اقیانوس آرام بازگردد.

کامرون به صورت سه بعدی از گودال فیلمبرداری کرد و همچنین توانست رسوبات و چند موجود زنده ناشناخته را برای تجزیه و تحلیل به سطح آب بیاورد.

گودال ماریانا که در غرب اقیانوس آرام و در شرق جزایر ماریانا قرار دارد، کانال هلالی شکلی است که بیش از 2550 کیلومتر درازا دارد. عمیق‌ترین نقطه که گودال «چلنجر» نام دارد، تقریبا 11 کیلومتر از سطح زمین فاصله دارد.

به دلیل عمق بسیار زیاد آن، گودال احتمالا غیر انسانی‌ترین نقطه روی زمین است. پوشیده در تاریکی مطلق، با دمای نزدیک به انجماد آب، در بستر دریا، زیردریایی کامرون در معرض فشار آب در حدود 11,250,000 کیلوگرم ‌نیرو بر متر مربع قرار خواهد داشت.

جیمز کامرون که فیلم مطرح «تایتانیک» را در کارنامه فیلمسازی خود دارد سال گذشته توانست با آخرین ساخته سینمایی خود یعنی‌ «آواتار» رکورد فروش در تاریخ سینما را جابه‌جا کرده و بیشترین استقبال از یک اثر سینمایی را به نام خود ثبت کند.

گودال ماريانا

گودال ماريانا يا Mariana Trench عميق ترين گودال اقيانوسي جهان و ژرف ترين مكان پوسته زمين مي باشد. مكان اين گودال در بخش شمال غربي اقيانوس آرام و در شرق و جنوب جزاير ماريانا است. عمق اين گودال اقيانوسي تقريبا 10911 متر (11 كيلومتر) است. در ته گودال، جايي كه ديواره ها به هم ميرسند، ستون آبي فشاري برابر 108.6 مگاپاسكال يعني بيش از هزار برابر فشار استاندارد اتمسفر در مقياس دريايي بوجود مي آورد.

پنج شنبه, 24 دی 1394 ساعت 16:29

تحقیق درباره کوهزایی

پنج شنبه, 24 دی 1394 ساعت 16:25

تحقیق درباره علت به وجود امدن فصل ها

 

تصور خیلی ها  اینگونه است که چون مدار زمین به دور خورشید بیضی شکل است و فاصله اش ازخورشید در طول سال تغییر می کند فصلها به وجود می آیند.و این باید به این معنی باشد که این روزها کم کم فاصله زمین از خورشید در حال افزایش است و همین عامل سردشدن هواست.

اما واقعیت غیر از این است ، در هنگام زمستان زمین به خورشید نزدیکتر است!!!

و زمانی که در نیمکره شمالی در فصل زمستان هستیم مردمان نیمکره جنوبی در حال تجربه روزهای گرم تابستانی هستند.

در نتیجه عامل اصلی به وجود آمدن فصول در کره زمین فاصله نیست بلکه علت را باید در حرکات مختلف زمین جستجو کرد.

 

فصل ها به خاطر تفاوت فاصله زمین از خورشید در طول سال به وجود نمی آیند (این تفاوت ها به شدت کم است). فصل ها نتیجه کج بودن محور زمین هستند.

زمین یک بار درسال به دور خورشید می گردد. ولی چهار فصل در زمین به وجود می آید و درازی شب ها و روزها در هر فصل متفاوت است. این تفاوت را کجی محور زمین باعث شده. محور زمین یک خط فرضی ست که قطب های شمال و جنوب را به هم وصل می کند. اما محور زمین مستقیم از بالا به پایین کشیده نشده. بلکه با حدود ۴۵/۲۳ درجه در مقایسه با صفحه مداری کج شده. این کجی و حرکت زمین به دور خورشید باعث تغییر فصل می شود.

 

درابتدای پاییز نیمه شمالی زمین به شکل کج  از خورشید رو برمی گرداند. در نتیجه نور خورشید به شکل کمرنگی بر سراسر نیمه شمالی زمین گسترش پیدا می کند و نیکره شمالی زمستان را تجربه می کند. در همان زمان نور خورشید به شدت روی نیمه جنوبی زمین می افتد که در حال گذراندن تابستان است. درابتدای بهار, زمین به شکل کج به سمت دیگر خورشید رو می کند. حالا نیمه شمالی زمین به جانب خورشید کج شده. نور خورشید به شدت روی نیمه شمالی زمین می افتد ونیمکره شمالی تابستان را تجربه می کند. در همان زمان نور خورشید روی نیمه جنوبی زمین که زمستان را می گذراند، کم شدت تر است.

 

به این ترتیب موقعی که قطب شمال به سمت خورشید کج می شود بخش شمالی زمین تابستان دارد. با روزهای بلند و شب های کوتاه. بعد از شش ماه زمین به سمت دیگر خورشید حرکت کرده است. نیمه شمالی حالا نسبت به خورشید کج شده است و بخش شمالی زمین روزهای کوتاه و شب های بلندی دارد.

 

این کج بودن محور به ما چهار فصل سال یعنی بهار، تابستان، پاییز و زمستان را داده. چون محور کج شده، بخش های مختلف زمین در زمان های مختلف به جانب خورشید جهت گیری می کنند.

 

تابستان گرم تر از زمستان است. چون اشعه خورشید در طول تابستان نسبت به زمستان در یک زاویه مستقیم تر به زمین می رسد و همچنین به خاطر این که در تابستان روزها خیلی طولانی تر از شب ها هستند. در طول زمستان، اشعه خورشید با یک زاویه زیاد به زمین برخورد می کند و روزها خیلی کوتاه هستند. این تأثیرات ادامه نتایج کج بودن محور زمین هستند.

 

مدار زمین کاملاً گرد نیست. زمین در ابتدای پاییز به شکل ملایمی به خورشید نزدیک تراست (زمستان در نیمکره شمالی) و در ابتدای بهار دورتر است. در ابتدای پاییز زمین در ۴/۹۱ میلیون مایل یا ۱/۱۴۷ میلیون کیلومتری از خورشید قرار دارد و در ابتدای بهار ۵/۹۴ میلیون مایل یا ۱/۱۵۲ میلیون کیلومتر از خورشید فاصله دارد. این تفاوت فاصله نسبت به گرم شدن و سرد شدنی که به خاطر کج بودن محور زمین به وجود می آید تأثیر خیلی کوچک تری در ایجاد فصل ها دارد.

 

انقلاب تابستانی و زمستانی

 

انقلاب زمستانی درشروع زمستان که کوتاه ترین روز سال است رخ می دهد. انقلاب تابستانی نیز درشروع تابستان که بلند ترین روز سال است رخ می دهد. که این امر به دلیل زاویه محور دوران زمین به دور خود، نسبت به سطح مدار گردش زمین به دور خورشید ناشی می شود.

 

اعتدال بهاری و پاییزی

 

اعتدال بهاری و پاییزی روزهایی هستند که روز و شب طول مساوی دارند. دو اعتدال سالانه موقعی رخ می دهد که خورشید استوا را به شکل صلیب قطع می کند.

 

اعتدال بهاری با شروع بهار در نیمکره شمالی و شروع پاییز در نیمکره جنوبی رخ می دهد. اعتدال پاییزی با شروع پاییز در نیمکره جنوبی و شروع بهار در نیمکره جنوبی شکل می گیرد.

 

توضیحات تکمیلی

 

کره زمین  دارای سه نوع حرکت است :

۱- حرکت انتقالی:

زمین در هر ۳۶۵ روز و ۶ ساعت یکبار روی مدار بیضی شکلی که قطر بزرگ آن ۹۳۰ میلیون کیلومتر طول دارد و خروج از مرکز آن ۰٫۰۱۶۷ است به دور خورشید می‌چرخد. سرعت حرکت انتقالی زمین تقریبا ۱۰۸۰۰۰ کیلومتر در ساعت است. تمایل محور زمین نسبت به مدار آن ، در طول حرکت انتقالی فصول را بوجود می‌آورد. مدار انتقالی زمین کاملا دایره نیست ، بلکه بیضوی است و خورشید در یکی از دو کانون آن قرار دارد.

۲- حرکت وضعی:

زمین در هر ۲۴ ساعت یکبار به دور محوری که نسبت به سطح مدار آن زاویه ۲۳ درجه ۲۷ دقیقه تشکیل می‌دهد، می‌چرخد یعنی زمین هر ۲۴ ساعت یک بار از غرب به شرق به دور خود می‌گردد، از این حرکت شب و روز حاصل می‌شود. به علت صلب بودن زمین ، سرعت خطی نقاط مختلف آن متناوب است بطوری که سرعت خطی زمین در استوا ۴۶۵٫۷ متر در ثانیه و سرعت خطی آن در قطبین صفر است. در هر لحظه نیمی از زمین مقابل خورشید قرار می‌گیرد و نیمی دیگر تاریک است به این حرکت که به دور محور فرضی زمین است که از قطبین می‌گذرد حرکت وضعی می‌گویند. و به این قسمت از نیمه روشن زمین دایره عظیمه روشنایی نام نهاده‌اند.

تمایل محور زمین سبب می‌شود که در دو فصل زمستان و تابستان بخصوص دایره عظیمه روشنایی قسمتی از قطبین را شامل شود و طول شبانه روز در دو نیمکره شمالی و جنوبی و در فصول مختلف سال یکسان نباشد. زمین در هر ساعت ۱۵ درجه به دور خورد می‌گردد طول هر روز از تقسیم زاویه بین طلوع و غروب خورشید به ۱۵ بدست می‌آید. در اعتدالین طول شبانه روز با همدیگر برابر است.

۳- حرکت تقدیمی :

از آنجایی که محور گردشی زمین ۵/۲۳ درجه از محور فرضی (راستای شمال – جنوب زمین ) آن انحراف دارد این حرکت باعث می شود این محور دربازه زمانی تقریبا طولانی ٢۶٠٠٠ ساله سطح یک مخروط را جاروب کند.

حرکت تقدیمی  زمین عامل اصلی به وجود آمدن فصول بر روی کره زمین است.

همانطور که در تصویر پایین مشاهده می شود هنگامیکه نیمکره شمالی در نقطه انقلاب زمستانی است با وجود اینکه زمین به خورشید نزدیکتر است میزان متوسط نوری که از خورشید دریافت می کند کمتر است زیرا اشعه خورشید به طور مایل به زمین می تابد.

(شاید این از خوش شانسی ما باشد که در این بخش از کره زمین زندگی می کنیم. به دلیل اینکه زمستان ها وتابستان های معتدل تری نسبت به بخشهای جنوبی سیاره تجربه می کنیم! )

اگر محور زمین کاملا بر مدار انتقالی عمود بود، تغییر فصول و تغییر طول شبانه روزی پیش نمی‌آمد ولی ثابت بودن جهت محوری و در نتیجه ثابت بودن زوایه تمایل محوری نسبت به مدار حرکت انتقالی سبب می‌گردد که در تابستان در نیمکره شمالی خورشید در حد مدار ۲۳٫۵ شمالی یعنی مدار راس السرطان به حالت عمودی بتابد و دایره عظیم روشنایی قطب شمال را در بر گیرد ولی قطب جنوب در تاریکی به سر برد. در همین حال خورشید در نیمکره شمالی وسط روز در بالای افق ظاهر می‌شود و مقدار انرژی خورشیدی که به نیمکره شمالی می‌رسد بیشتر از نیمکره جنوبی است.

در زمستان در نیمکره شمالی وضع برعکس است. خورشید در اوج خود در حد مدار ۲۳٫۵ جنوب خط استوا به حالت عمودی بر زمین می‌تابد. دایره عظیمه روشنایی قطب جنوب را روشن می‌کند و قطب شمال در تاریکی فرو می‌رود خورشید در نیمکره شمالی در افق پائین ظاهر می‌شود ولی در نیمکره جنوبی در افق بالاست. انرژی خورشیدی در این در این حال بیشتر به نیمکره جنوبی می‌رسد. مدار ۲۳٫۵ نیمکره جنوبی را راس الجدی می‌گویند.

تاثیر حرکات زمین بر تغییر طول شب و روز

در نیمکره شمالی و در فصل تابستان دایره عظیمه روشنایی از قطبین نمی‌گذارد و این دایره در عرصه‌های بالا بیش از ۱۸۰۰ طول کره زمین را روشن می‌کند، در نتیجه طول شب و روز در تابستان با همدیگر فرق می‌کند. چون طول ساعات هر روز در هر نقطه از تقسیم درجات دایره عظیمه روشنی آن روز و در آن مکان ۱۵۰ بدست می‌آید، لذا در تابستان در نیمکره شمالی روز‌ها بلند و شبها کوتاه است.

در اواسط فصول پاییز و بهار (یا حد اعتدالین) به خاطر حفظ تمایل محوری زمین ، در ضمن حرکت انتقالی ، دایره عظیمه روشنایی از قطبین می‌گذرد، در نتیجه در هر دو نیمکره شمالی و جنوبی دایره عظیمه روشنایی ، در تمام عرضهای جغرافیایی تقریبا در وسط این دو فصل ۱۸۰ زمین را در بر می‌گیرد و طول شبانه روز باهم مساوی و برابر ۱۲ ساعت می‌شود. طول شبانه روز در مدت زمان حرکت وضعی و تعداد روزها در حرکت انتقالی یک سال همیشه ثابت نبوده است.

طول شبانه روز در فصول مختلف سال تا یک ربع ساعت اختلاف پیدا می‌کند به علاوه طول شبانه روز در چهار صد میلیون سال پیش فقط ۲۲ ساعت بوده است و تعداد روزهای سال به چهار‌صد می‌رسیده است. این مطلب را از روی نمو روزانه مرجانها حساب کرده‌اند. در سطح زمین نقاطی که در بین استوا و عرضهای ۲۳۰٫۵ شمالی یا جنوبی هستند دو بار در سال ، در ظهر ، خورشید بر آنها بطور عمودی می‌تابد و فاقد سایه هستند.

سوره مدثر از سوره های نازل شده در اوایل بعثت است. برخی آیات آن مکی و برخی مدنی می باشند. این سوره شامل دستوراتی به پیامبر(ص) در مورد قیام و نحوه انجام آن است در این سوره موضوعاتی از قبیل  قیام و مولفه های قیام، واکنش ها و رفتار های کافران در برابر قیام ،روز قیامت و حال افراد در آن روز، پاداش و جزا مطرح شده است.

آیات ابتدایی سوره در مورد ویژگی های یک قیام الهی است.ابتدا باید هدف قیام مد نظر قرار گیرد که همان تکبیر یا منزه داشتن پروردگار از هر صفت و وصفی میباشد چرا که خداوند از اینکه در وصف بگنجد بزرگتر است.و سپس باید

به مردم در مورد شرک ،کفر ،ظلم ،فساد و عذاب در دنیا و آخرت هشدار داده شود و این که در صورت محقق نشدن اهداف قیام چه ضررهایی می بینند. در طی این قیام بایدعمل و روح و جان از هرگونه آلودگی  پاک باشد و از هر چیزی که انسان را از یاد خدا غافل و او را از مسیر حق منحرف می کند پرهیز نمود. البته رهبران الهى نیزهنگامى مى‏توانند نفوذ کلمه داشته باشند که دامانشان از هر گونه آلودگى پاک باشد ، ودر سوره به دنبال فرمان قیام و انذار ، فرمان پاکدامنى داده می شود.

از آنجا که همه ی این کارها با هدف تکبیر رب ،برای رضای خدا و به عشق او انجام می شودو در برابر عظمت خداوند چیزی نیست  نباید این کارها را از خود دانست و منت گذاشت. و نهایتا برای به ثمر رسیدن قیام باید شکیبا بود ،صبر داشت و استقامت کردو نباید نا امید شد.[1]

یکی از محورهای قیام پیامبر(ص)انذار در مورد روز قیامت است.که در آن روز ناقور دمیده می شود(شیپوری که گویی صدای آن گوش را سوراخ میکند و به مغز میرود)و این روز برای کافرانی که حق را پوشاندند بسیار سخت خواهد بود.

این افراد با آنکه به حقیقت قرآن پی برده بودند از سر دشمنی و عناد و ترس از به خطر افتادن منافع با قرآن و پیامبر(ص)به مخالفت برخاسته بودند. با توجه به (کان لایاتنا عنیدا) مشخص می شود که این عناد و دشمنی مستمر و همیشگی بوده است . ولید فردی از بزرگان با قدرت نفوذ بسیار روی عوام ، مصداق روشن این معانی بود.این فرد از لحاظ مادی و ثروت در سطح بالایی قرار دارد، فرزندان یا افرادی همانند فرزند در اختیار او هستند.باز هم طمع دارند تا این امکانات را بیشتر کنند وهمه ی این ها در این سوره جز مواردی است که باعث عدم  انذارپذیری می گردد و از موانع قیام است. ولید معیارش عناد بود و همان گونه که در دنیا تنها به فکر زیاد کردن امکانات و بالا بردن خود بود در آخرت عذابش هم متناسب با عملش خواهد بود و مجبور خواهد شد تا گردنه های صعب بالا برود و از شفاعت پیامبر (ص)هم بی نصیب خواهد ماند.البته در دنیا هم عذاب شامل حال چنین شخصی خواهد شد ، زیرا همانطور که در تاریخ آمده است او بعد از رسیدن به اوج قله پیروزى در زندگى فردى و اجتماعى چنان سقوط کرد که تا آخر عمر مرتبا اموال و فرزندان خود را از دست مى‏داد و بیچاره شد و به طمع خود نرسید(کلا ..)

این فرد چون پیامبر را مخالف منافع خود می بیند روی برمی گرداند و از تمام قوای فکری خود برای دشمنی استفاده میکند و می خواهد افکار سایر مردم را تحت تاثیرقرار دهد.(اشاره به داستان ولید که پس از شنیدن آیات قرآن از زبان پیامبر(ص) تحت تاثیر آیات قرآن قرار گرفته بود اما ازروی عنود و دشمنی سعی داشت راهی برای مقابله بیابد این بود پس از چند روز تفکر در خانه اش تصمیم گرفت قرآن را سحری بخواند که از زبان بشر بیان می شود و روی مردم تاثیر می گذارد و بین آن ها جدایی می افکند با این سخنش مدح و تمجید فوق العاده‏اى از قرآن کرد بى‏آنکه خودش بداند ، او نشان داد قرآن جاذبه فوق العاده‏اى دارد که قلب هر انسانى را تسخیر مى‏کند ، و به گفته او تاثیر سحرانگیزى در آن است که دلها را مسحور مى‏سازد،در حقیقت سحر چیزی است که با فطرت ناسازگار است و این مرد در اصل خودش را با چیزی خلاف آنچه که فطرتش پذیرفته بود سحر می کند.[2]

در ادامه آیات به مجازات وحشتناک او در قیامت اشاره مى‏کند.سقر جایی است فراتر از درک انسان (نه چیزى را باقى مى‏گذارد ، و نه رها مى‏سازد) آتشى است فراگیر که تمامى وجود انسان روح و جسم را در بر مى‏گیرد ، و هیچ چیز را رها نمى‏کند . و افراد دوزخی در این عذاب پیوسته می میرند و زنده می شوند و راه فراری ندارند.

 نوزده  نفر از فرشتگان عذاب بر سقر گمارده شده‏اند. اما چرا از میان اعداد تنها عدد نوزده براى ماموران عذاب الهى انتخاب شده ؟ در آیه بعد اینگونه بیان می شود که هدف از مطرح شدن تعداد نوزده نفر فرشته این است تا: باعث آزمایش کافران شود آن ها که همیشه دنبال بهانه جویی بودند و خواهند گفت چرا نوزده تا حال آنکه هر تعداد دیگری هم که مطرح می شد باز هم بهانه می گرفتند . به علاوه این برای یقین پیدا کردن اهل کتاب هم بود زیرا این تعداد مطابق با آنچه است که در کتاب آسمانی آن ها هم گفته شده و همچنین مومنان با مشاهده این که اهل کتاب هم این خبر قرآن را تصدیق کرده اند ایمانشان زیادتر شود. با توجه به مواردی که گفته شد اراده الهى در باره هدایت بعضى ، و گمراهى بعضى دیگر ، بى‏حساب نیست ، آنها که معاند و لجوج و بیمار دلند استحقاقى جز این ندارند ، و آنها که در برابر فرمان خدا تسلیم و مؤمنند مستحق چنین هدایت هستند.( کذلک یضل الله من یشاء و یهدى من یشاء).[3] .

سپس به پدیده های طبیعی سوگند یاد می شود و این پدیده ها نیز مرتبط با قیامند :سوگند به ماه که در تاریکی شب روشنایی و نور می آورد و سوگند به شب که می رود و سوگند به صبح که در تاریکی شب چهره می گشاید و طلوع می کند که قرآن از حوادث بسیار بزرگ است.و هشداری است برای همه انسان ها شاید وادار به هدایت شوند.[4]

نفس انسان رهین است یعنی نفس انسان گروگان است گروگان اعمال شخص،هر اندازه که اعمال نیک داشه باشیم همان اندازه نفس رها خواهد شد.واصحاب یمین همان کسانی هستند که نفس خود را رها کردند .و مجرمان کسانی هستند که نفسشان اسیر اعمال نادرست آن ها باقی ماند.اعمالی از قبیل اینکه اهل نماز و کمک به نیازمندان نبودند(حق الله و حق الناس را رعایت نمیکردند)و در سرگرمی های باطل فرو رفته بودندو روز جزا را انکار میکردند. چهار ویژگی برای مجرمین بیان شده و هرفرد مجرم یا هر چهار صفت را دارد و یا برخی از آن ها را.

در این جا هم با توجه به استفاده از فعل (کان) پی می بریم که این ویژگی ها بطور مستمر در این افراد وجود داشته است.

در روز قیامت برخی از افراد می توانند شامل شفاعت بزرگانی چون پیامبران، ائمه، شهدا و... شوند .شفاعت نیاز به وجود زمینه مساعد دارد  وشامل حال کسی می شود که در همین دنیا تا حدودی با شفاعت کننده سنخیت داشته باشداما این مجرمان زمینه‏ها را به کلى از میان برده‏اند و حتی اگر کسی آن هارا شفاعت کند سودی برایشان نخواهد داشت.[5]

در آیات آخر سوره به پیامدهای ذکر ناپذیری از قرآن پرداخته می شود.با این که قرآن مایه رحمت و هدایت برای همه ی افراد است اما برخی سطح تفکر خود را تا حد حمار پایین می آورند و از قرآن که وسیله ی هدایت است می ترسند و می گریزند همانند گورخری که از شیر درنده میگریزند. این گروه معاند را از شنیدن سخن حق و هر گونه اندرز وحشت دارند.

چرا آنها اینهمه از تذکر و یادآورى روى‏گردانند ؟ چرا از داروى شفابخش قرآن فرار مى‏کنند ؟ چرا دست رد بر سینه طبیب دلسوز مى‏زنند ؟ این کار آن ها بسیار تعجب آور است.

ولى با اینهمه نادانى و بی خبرى آن ها بسیار خودخواه و منفعت طلبند  که هر کدام از آنها انتظار دارد نامه‏هاى جداگانه‏اى از سوى خداوند به او داده شود.

آنها در حقیقت از آخرت نمى‏ترسند اگر آن ها از آخرت میترسیدند بهانه جویی نمی کردند قرآن و پیامبر را تکذیب نمی کردند و در مورد تعداد فرشتگان ایراد نمی گرفتند. باز هم اثر ایمان به آخرت در ذکرپذیری از قرآن مطرح می شود و این دو باعث بوجود آمدن تقوا خواهند شد و سپس مغفرت خدا شامل حال انسان می گردد.

 

خداوند اهل تقوا و شایسته است که از عقاب او بترسند ، و از اینکه چیزى را شریک او قرار دهند بپرهیزند و نیز شایسته است که به آمرزش او امیدوار باشند.[6]


[1] -آیات 1 تا 7

2-آیات 8 تا 25

[3]  آیات 26 تا 31

[4] -آیات 32 تا 37

[5] -آیات 38 تا 48

 

[6] -آیات 49 تا 56

منبع:tabibedavvar.blog.ir

 

 

در سه مورد اگر بدن يا لباس نمازگزار نجس باشد، نماز او صحيح است:
اوّل - آنكه بواسطه زخم يا جراحت يا دملي كه در بدن او است، لباس يا بدنش به خون آلوده شده باشد.
دوّم - آنكه بدن يا لباس او به مقدار كمتر از بند سرانگشت اشاره ( سبابه) به خون آلوده باشد.
سوّم - آنكه ناچار باشد با بدن يا لباس نجس نماز بخواند.
و در دو مورد اگر فقط لباس نمازگزار نجس باشد، نماز او صحيح است.
اوّل - آنكه لباسهاي كوچك او مانند جوراب و عرقچين، كه ساتر عورتين نيست، نجس باشد.
دوّم - آنكه لباس زني كه پرستار بچّه است، نجس شده باشد. و احكام اين پنج مورد مفصّلا در مسائل بعد گفته مي‏شود.

شنبه, 05 دی 1394 ساعت 20:13

تحقیق درباره بیمه

بيمه  چيست ؟
بيمه ، اشخاصي  را كه  متحمل  لطمه ، زيان  يا حادثه  ناخواسته اي  شده اند قادر مي سازد كه  پيامدهاي  اين  وقايع  ناگوار را جبران  كنند. خسارت هايي  كه  به  اين  قبيل افراد پرداخت  ميگردد از پول هايي  تأمين  مي شود كه  براي  خريد بيمه  نامه مي پردازند و با پرداخت  آن  در جبران  خسارت  همديگر مشاركت  مي كنند. به  بيان ديگر همه  آن هايي  كه  خود را بيمه  ميكنند با مشاركت  در سرمايه اي  كه  متعلق  به همه  خريداران  بيمه  است ، در جبران خسارت  و زيان هاي هريك از افراد بيمه شده ،شريك  و سهيم  مي شوند.
بيمه گران  خطرهاي  احتمالي  را به خوبي مي شناسند و احتمال وقوع آن ها رامي دانند بنابر اين مي توانند ميزان  حق  بيمه اي  را كه  هر شخص  بايد بپردازد به نحوي  محاسبه  كنند كه  مبلغ  جمع آوري  شده براي  جبران  خسارت هايي  كه  پيش خواهد آمد، كافي  باشد. بديهي  است  كه  تنها تعدادي  از آنان  كه  خود را بيمه  كرده اندنياز به جبران خسارت از محل  مبلغ  جمع آوري  شده  خواهند داشت .
بر اين  اساس ، مقدار حق  بيمه  مربوط به  هر نفر متقاضي  بيمه  با توجه  به  دو عامل مهم  محاسبه  مي شود: نخست  اين  كه ، به  طور كلي  احتمال  بروز خسارت  در آينده چه  قدر است  و دوم ،آن  كه احتمال  وقوع  حادثه براي بيمه گذار متقاضي  بيمه  بيشتر يا كمتر از ميانگين احتمال  خطر مزبور باشد.

صفحه7 از46